بازگشت به صفحه اول


Kayhanlondon کیهان لندن

 برای همه ایرانیان و فارسی زبانان

از سایت جدید کیهان لندن دیدن کنید

Kayhanlondon


ما کیهانی ها

Kayhanlondon کیهان لندن


جوانکُشی

در جمهوری اسلامی

فرزاد کمانگر

فرهاد وکیلی، شیرین علم هولی

مهدی اسلامیان، علی حیدریان

اعدام: 19 اردیبهشت 89

محمدرضا علی زمانی

اعدام: 8 بهمن 88

آرش رحمانی پور

اعدام: 8 بهمن 88

ندا آقاسلطان

دانشجوی جوانی که روز 30 خرداد

با شلیک گلوله به قلبش کشته شد

سهراب اعرابی

جوان نوزده ساله ای که روز 25 خرداد هدف شلیک گلوله قرار گرفت


نام و مشخصات جانباختگان

رویدادهای تابستان 88

برگرفته از «نوروز»


خطاب به کنگره

حمید اشرفHamid Ashraf

الاهه بقراط


خواهر شکسپیر

ویرجینیا وولف Virginia Woolf

این همه سال

 زنان چه می کردند؟

virginia woolf


مردان عفیف

تولستوی و همسرش

سرگذشت یک داستان

 و نویسنده اش
درباره تولستوی

leo tolstoy


نون والقلم و ما لا یسطرون

Salman Rushdiسلمان رشدی

سلمان رشدی
و
آیه های شیطانی اش

salman rushdi


«بانگ خروس سحری»
جمالزاده
 آغازگر «دموکراسی ادبی»

Talash تلاش

الاهه بقراط
به نقل از مجله تلاش
شماره 23 تابستان 2005


آرزوهای رضاشاه
و اندیشه راست دمکرات

تلاش Talash

الاهه بقراط

به نقل از مجله تلاش
شماره 20 پاییز 1383


شهرنوش پارسی پور

shahrnoush parsipour

shahrnush parsipourشهرنوش پارسی پور


هزاران سال جنس دوم

سیمون دوبووار

درباره کتاب «جنس دوم»
از سیمون دوبووار

simone de beauvoir


ترانه حقوق بشر

مهرداد هدایتی


داستان

حقوق بشر

جفری رابرتسون


کار کودکان


کودکان چرنوبیل

برای توجه کسانی که

 داشتن تأسیسات اتمی را 

«حق مسلّم» خود می دانند!


Ellahe Bograt الاهه بقراط این ناسیونال اسلامیسم بود و هست! اختراع «ایران مکتبی» بیش از آنکه برای حکومت اسلامی خطرناک باشد، برای مردم ایران و اپوزیسیون جمهوری اسلامی خطرناک است. این درست مانند آن است که «گل» اسلام مکتبی به «سبزه» ایران مکتبی نیز آراسته شده باشد. کار ایرانیان به این دلیل از مللی که گرفتار کمونیسم و فاشیسم بودند، دشوارتر است که آن جوهر فکری که حتی با وجود انکار خدا شدیدا مذهبی بود، این بار با ادعای رسالت از سوی الله تمامی ظرفیت های ایدئولوژی های زمینی را در خود گرد آورده است. این بار یک ایدئولوژی زمینی و سیاسی به دین تبدیل نشد، بلکه دین بود که به یک ایدئولوژی زمینی و سیاسی تبدیل گشت. ایرانیان بهای «چشم بستن» خود در برابر این «جوهر فکری» و سرگرم شدن به «صندوق آرا» را می پردازند.

جنگ رسانه ها سالهاست بار سنگین فعالیت حزبی بر شانه های رنجور مطبوعات ایران قرار گرفته است. مطبوعاتی که در یک تنازع بقای نابرابر می روند تا در اینترنت و ماهواره به حیات خود ادامه دهند. ولی نه رسانه های فارسی زبانی که از سوی کشورهای خارجی فعالیت می کنند و نه آنهایی که از سوی ایرانیان با هدف روشنگری حزبی و یا جبهه ای به راه می افتند، با وجود تأثیرات انکارناپذیرشان نمی توانند جای «تلویزیون ملی ایران» را که خالیست، پر کنند. نه آن تلویزیون ملی، که بد هم نبود، بلکه آنکه در راه است و بی تردید یکی از میوه های همه این تلاش هایی است که صورت می گیرد و باید از آنها استقبال کرد اگرچه الزاما نباید با هر آنچه  می گویند، موافق بود.

کدام یک به سود روحانیت بود: مشروطه یا مشروعه؟ بحث مشروطه همواره در مردادماه داغ می شود و در رویارویی با واقعیت، در سرمای بهمن انقلاب اسلامی یخ می زند. نمی توان هم مدافع انقلاب اسلامی بود و هم دم از مشروطه و دستاوردهای آن زد. نمی توان پدیده ای را ستود، و یا یک رویداد تاریخی را تأیید کرد لیکن همزمان مدافع آنچه بود که آن پدیده را دچار گسست و ادامه آن رویداد را مسدود کرده است. نمی توان شعار تجدد و آزادی انقلاب مشروطه را با هزار ترفند به انقلابی چسباند که گذشت زمان ثابت کرد ارتجاعی، واپسگرا و بر ضد تجدد و آزادی بود. مهار کردن و مشروط کردن قدرت هم یک راه بیشتر ندارد: دمکراسی بدون هرگونه پیشوند و پسوند!

او اشتباه نکرد...  فرخزاد نخستین خواننده و هنرمند ایران بود که تلاش کرد با امکانات اندکی که در اختیار داشت، جامعه را به نقد خود بنشاند. انقلاب اسلامی اما روند رشد طبیعی جامعه ایران را با انسدادی تاریخی روبرو ساخت. انسدادی که گویی از سر گذراندن پیامدهای فلاکت بار آن، تنها شرط وداع ایران با گذشته و گذار به آینده بود. فرخزاد بلافاصله دور دنیا راه افتاد تا از این انسداد بگوید، و بگوید که اختلاف این حکومت با حکومت پیشین بر سر آزادی و آزادگی نبود بلکه بر سر «توضیح المسائل» و این بود که آیا باید با پای چپ وارد خلا شد یا با پای راست!

هیچ کس به اندازه این شاهزاده «لال» شفاف سخن نگفته است جنبش سبز همان گونه که زمینه را برای آزمون حرف و عمل بسیاری از مدعیان فراهم ساخت، امکان سنجش رضا پهلوی را نیز در اختیار مخاطبان وی نهاد. با این جنبش برخی که اصرار می ورزند وی باید به خاطر دیکتاتوری پدرش مسئولیت بپذیرد و چه بسا «توبه» کند و از درگاه ملت «پوزش» بخواهد، خیلی زود در برابر یک تناقض قرار گرفتند: چگونه آنها از رضا پهلوی به دلیل عملکرد پدرش پاسخ می خواهند ولی همزمان به پشتیبانی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی می پردازند که باید پاسخگوی عملکرد خودشان در زمان زمامداری شان در نظامی باشند که اقداماتش در فرهنگ و عرف جهانی، نامی جز جنایت علیه بشریت ندارد!

مرسی خانم، ممنون آقا، اما... قانون اساسی جمهوری اسلامی برای برپایی و تثبیت یک حکومت دینی نوشته شده است و نمی توان «همه» را حول آن گرد آورد. «همه» را تنها می توان حول قانون اساسی آینده دور هم جمع کرد. مدافعان «رعایت بدون کم و کاست» قانون اساسی، پیش از آنکه با دیگر سبزهای مدافع آزادی و دمکراسی اختلاف پیدا کنند، اتفاقا با آن رقبا وابستگانی از جمهوری اسلامی سرشاخ خواهند شد که آنها نیز «رعایت بدون کم و کاست» قانون اساسی را طلب می کنند: با اصل ولایت فقیه و تمامی اصولی که با «اگر» و «مگر» دامنه آزادی ها و حقوق اولیه بشر را محدود می کند.

آقایان، لطفا «خدعه» نفرمایید! نباید گذاشت ابهام و تناقض فکر و عمل کسانی که خود را «روشنفکر دینی» می خوانند، بار دیگر به تعیین سیاست بپردازد. این تناقض و ابهام به اندازه صراحت و روشنی سرکوبگران مردم، خطرناک است. این تناقض از یک سو سبب تضعیف حاملانش که مردم به آنها امید می بندند، می شود و از سوی دیگر به فرسایش بنیه اعتراضی جامعه می انجامد. کافیست به تجربه «اصلاحات» توجه کنیم. آنچه «اصلاحات» را از درون خورد، نه رقبای آن، بلکه همین تناقض بود. همین تناقض بود که «اصلاح طلبان» را سترون و مخاطبان آنها را فرسود.

من مدعی جنبش سبز هستم! «من» با نظام جمهوری اسلامی مخالف بوده و هستم. من در همان جوانی آنقدر شعور و همچنین غریزه زنانه داشتم که با «مرحوم امام خمینی» مخالف باشم. من با دخالت «نهاد روحانیت» در حکومت مخالف بوده و هستم. من نه سی سال، بلکه درست به عمر روز و ساعت و ثانیه جمهوری اسلامی با آن مخالفت کرده ام و حتی از درون گور، با همین نوشته ها، به این مخالفت ادامه می دهم تا این نظام و هر نظام مشابه، جای خود را به یک ساختار دمکراتیک و متکی بر حقوق بشر بدهد. من در همه این مخالفت هاست که اتفاقا مدعی جنبش سبز هستم! این «منم» که بیشماریم...

خطر روی دروازه ایران! ایران یک بار با انقلاب اسلامی و رژیم برآمده از آن به خود گُل زد. گُلی که چنان باختی را به دنبال داشت که هنوز از پس جبران آن بر نیامده است اگرچه همزمان در عرصه بین المللی به بازیگری سیاسی تبدیل شد که سالهاست بیشترین توپ پیرامون دروازه آن رد و بدل می شود. این نقش خطرناک، یکی از پیامدهای همان باخت است. باختی که خود نتیجه یک توهم بزرگ بود. با گذشت زمان، هر چه ملت بیشتر از توهم به در آمد، حکومت به همان اندازه بیشتر در توهم فرو رفت. رژیم در 22 خرداد 88 هنگامی که حتی حق انتخاب بین بد و بدتر را نیز از مردم سلب کرد، بر توهم خود انباشت و همزمان از یک ملت توهم زدایی کرد بدون آنکه تضمینی برای دچار نشدن به یک توهم دیگر وجود داشته باشد.

منشور متناقض و جنبش متنوع منشور موسوی چپ های «اصلاح طلب» را که به ویژه در خارج از کشور بار تُف و لعنت حفظ و نگهداری چهارچوب نظام جمهوری اسلامی را بر دوش می کشند،  به سرعت پشت سر می نهد. برای این عده و امثالهم این منشور بسی زیاد است. اما از نظر کسانی که گمان می کنند میرحسین موسوی و کروبی باید در برابر نظامی بایستند که برای حفظ آن به صحنه آمده اند، این منشور بسیار کم است. منشور موسوی اما با تکیه بر مفاهیم اسلامی، با بسیاری از ادعاهای خود این منشور در زمینه حقوق بشر و عدم تبعیض تناقض دارد. حضور دین در یک منشور و یا حرکت سیاسی، چیزی جز «استفاده ابزاری» از آن نیست.  همین اپوزیسیون اگر در جایگاه حکومت قرار گرفت، با این دین چه می کند؟!

این احتضار است نه اقتدار مقایسه شرایط کنونی با شرایط دوران اصلاحات خاتمی و مقایسه موقعیت کروبی و موسوی با وی نشان می دهد اگر خاتمی که در آن دوران عمده ترین نهادهای حکومتی زیر تأثیر او بودند، بر اساس قدرت قانونی خویش در همان حدی که امروز موسوی و کروبی از قانون اساسی رژیم انتظار دارند، ایستادگی سازمان یافته می کرد، امروز نظام اش و یارانش به چنین شرایطی دچار نشده بودند. موسوی و کروبی باید از آن عدم ایستادگی و وادادن بیاموزند. حضور مداوم مردمی که حاضر نشدند مانند «انتخابات» 76 و 80 و 84 به خانه های خود بروند تا «سران» برای حقوق آنها اقدام کنند، بخت و فرصت مناسب تری را در اختیار این دو نفر نهاده است که بر خلاف خاتمی خارج از دایره قدرت قرار دارند.

جنگ برای بازار و بازرگانی قوه چهارم: سرکوب درباره «مرگ بر جمهوری اسلامی»

صد سال زمان حال به یاد همه جانباختگان آزادی در اهمیت «نترسید! به خیابان بروید!»

تغییر رژیم با اصلاح یا انقلاب؟ سود «من» در تغییر رژیم است

حقیقت واقعی جنبشی به نام سبز بخت و فرصت در دگردیسی تاریخی

ای مدعیان سیاست، شما راهی بگشایید! این «فتنه» نمی خوابد! شما نوکر این ملت هستید! امروز فقط اتحاد برای آزادی ای روشنفکران! شما مسئول هستید!

رأی من کجاست یعنی قدرت من کجاست! ما دوباره سربلند شدیم ميهنم را پس بده!

وحدت عمل به جای وحدت کلمه اینها نیامده بودند که بروند، به سال 1939 خوش آمدید!


 

گفتگوی سعید قائم مقامی با الاهه بقراط

درباره رسانه های خارج کشور و  «رسا» و «ایران ندا»

پرشین رادیو 11 اوت 2010/ 20 مرداد 1389 از دقیقه 22


 

گفتگوی حسین مُهری و علیرضا میبدی با رضا پهلوی

| 1 |   | 2 |   | 3 |   | 4 |   | 5 |   | 6 |   | 7 |   | 8 |


 

گفتگوی سعید قائم مقامی با الاهه بقراط

از شباهت فوتبال و سیاست تا خطر روی دروازه ایران

پرشین رادیو 06 ژوییه 2010/ 15 تیر 1389 از دقیقه 45


 

کتابگزاری

به دنبال چه می گشتند؟

درباره کتاب «آخر هفته»

پسر پدری که عضو گروه «بادرماینهوف» بوده فقط یک توقع از پدر دارد: ««یا پای هر چه کرده بایستد و از آن دفاع کند و یا اینکه همه گذشته خود را به نقد بکشد و از کرده اش ابراز پشیمانی کند. من با هر دوی اینها کنار می آیم. اما با این بهانه های شکوه آمیز که من تاوان همه را پس دادم و ...». پدر اما مانند سخنرانان سی سال پیش حرف می زند. از کرده خود پشیمان نیست بلکه از این متأسف است که «جریانات غلط پیش رفته» و او دستگیر شده است. این همه برای پسر پدری که بار چهار قتل را بر دوش می کشد، ناگوار و خجالت آور است.


 

گفتگوی سعید قائم مقامی با الاهه بقراط

درباره ماجرای کمک رسانی به غزه، معنای دفاع از دوران خمینی، وضعیت جمهوری اسلامی و جنبش سبز

پرشین رادیو 04 ژوئن 2010/ 14 خرداد 1389 از دقیقه 41


 

گفتگو در تفسیر خبر صدای آمریکا

جمشید چالنگی، الاهه بقراط، سهراب سبحانی

درباره روز کارگر، سرمایه داری

 و نقش احزاب چپ و راست در دفاع از منافع کارگران


 

گفتگوی سعید قائم مقامی با الاهه بقراط

درباره گروه های سیاسی، مردم و جمهوری اسلامی

پرشین رادیو 22 آوریل 2010/ 03 اردیبهشت 1389


 

گفتگوی اشپیگل با رضا پهلوی

ایران همیشه یک طعمه فریبنده است

به پدرم ايراد می ‌گرفتند که بودجه  زيادی را خرج تسليحات می ‌کند. ولی چرا؟ پاسخ‌ اين چرا را بعدها صدام حسين با حمله خود به ايران داد! اگر تهديد عراق وجود نمی ‌داشت، ما نيز به يک ارتش آن‌چنان قوی نيازی نمی ‌داشتيم. پدرم مطلقا رنج مردم را نمی ‌خواست. می ‌گفت، اگر مردم می ‌خواهند راه ديگری بروند، بايد راه را برای ‌شان باز کرد. به همين دليل نيز کشور را ترک گفت. برای هر پسری دشوار است با انتقاداتی که به پدرش وارد می ‌شود، کنار بيايد. و اگر پدر شما، شاه ايران باشد، چه بسيار دشوارتر.

 


چگونه ایران غرب را بازی می دهد

دیتسایت

رابطه بين ايران و غرب از اين تشکيل شده که غرب پرسش مطرح می‌کند و جمهوری اسلامی پاسخ نمی‌دهد. متکی حتی ادعا می‌کند نه ايران، بلکه اروپاست که با دمکراسی مشکل دارد! اگر کسی بحثی را که در اين نيمه‌شب در سالن هتل در گرفته بود، گوش می‌داد، فقط می‌توانست برای تمام سياستمدارانی که از سال‌ها پيش مجبور بودند با موجودی مانند متکی مذاکره کنند، ابراز هم‌دردی کند.


ارعاب دیگر اثر ندارد

گفتگوی دی تسایت با عباس میلانی

رفسنجانی می‌خواهد بگوید مقاومت مردم را نمی‌توان در هم شکست و اگر رژیم با مردم کنار نیاید، سرنگون خواهد شد. در این میان اگر سپاه پاسداران نیز به این نتیجه برسد که سودی از وضعیت موجود نمی‌برد، برای حفظ رژیم نخواهد جنگید.


ژورنالیسم در خفقان

گفتگوی «خیابان» با  الاهه بقراط

از اعتصاب مطبوعات در سال ۵۷ نمی‌توان تقليد کرد چرا که امروز مطبوعات "نامدار" در دست خود رژيم هستند و حتما اعتصاب نخواهند کرد! مطبوعات روشنگر نيز با همه محدوديت‌ها تنها روزنه خبررسانی به شمار می‌روند. ولی اگر کارمندان عادی و کارگران چاپخانه روزنامه‌هايی مانند کيهان تهران و هم چنين کارکنان خبرگزاری‌های وابسته به رژيم مانند ايسنا و ايلنا و ايرنا و فارس در اعتراض به سياست وابسته و ضدمردمی مديران و مسئولان اين رسانه‌ها دست از کار بکشند آنگاه اين اعتصاب قطعا نقش مهمی بازی خواهد کرد. وگرنه مثلا اعتصاب روزنامه "اعتماد ملی" که خود رژيم در صدد است آن را توقيف کند، چه سودی خواهد داشت؟!


 

آرام گرفتن تظاهرات به معنای آرامش جامعه نیست

گفتگوی روانیوز با الاهه بقراط

در هیچ خیزش و جنبش اجتماعی، این مردم نبوده اند که باید تغییر می کردند یا می رفتند! بلکه حکومت ها بوده اند.  حالا این جمهوری اسلامی است که باید تصمیم بگیرد «چگونه» برود. وگرنه موضوع ماندنش به آن شکلی که تا کنون بوده است، به نظر من منتفی است  در این میان، جوانان باید بدانند جامعه سیاسی ایران یک جامعه متنوع و رنگارنگ است. آنها باید وحدت عمل را بر وحدت کلمه ترجیح دهند و تشویق کنند تا همه کسانی که برای دمکراسی و حقوق بشر مبارزه می کنند، باحفظ عقیده و اختلاف به جنبشی بپیوندد که قرار است حق موجودیت و فعالیت آنها را در ایران آینده تأمین کند. این فراگیرترین راهی است که می تواند واقعا «همه ایرانیان» را با هر فکر و عقیده ای در بر بگیرد و تنها کسانی را خارج از دایره خود باقی بگذارد که مدافع حذف دیگران و مخالف دمکراسی و حقوق بشر هستند.

محمد محمدی Mohammad Mohammadi

محمد محمدی

خبرنگار روانیوز


 

گفتگوی تلویزیون ایرانیان در برلین

 با الاهه بقراط

حکومت اسلامی ، اعتراضات مردم و نقش موسوی

نه خامنه ای، نه موسوی و نه مردم دیگر راه بازگشت ندارند. ایران به سوی یک تعیین تکلیف نهایی و سرنوشت ساز پیش می رود و آن پایان نبرد اهداف مشروطه با حکومت مشروعه است


 

عکس برخی از ایرانیان خارج از کشور را در همایشی از 25 تا 28 فروردین

 در حضور محمود احمدی نژاد در اینجا ببینید ◄◄◄


 

این هم سخنی با مخاطبان آلمانی و خانم مرکل صدراعظم آلمان که خواستار شمارش مجدد آرا شد! متن آلمانی و ترجمه فارسی آن را که برای اشپیگل نیز فرستاده شده در اینجا بخوانید

پاسخ به این نامه را که همان روز از سوی دفتر خدمات شهروندی حزب دمکرات مسیحی برای ژورنالیست فرستاده شده  در اینجا بخوانید


 

اعتراضی کوتاه نیز در کنار تمامی واکنش ها و اعتراضاتی که از سوی «ژورنالیست» به رسانه های آلمان صورت می گیرد، در 17 ژوییه 2008 تقریبا یک سال پیش در روزنامه دی تسایت منتشر شد. ترجمه فارسی این متن را که همان زمان بر بروز چنین نا آرامی هایی تأکید می کرد در اینجا بخوانید.


 

روی جلد مجله اشیپگل 22 ژوئن 2009

سرانجام غرب دریافت تفاوت چندانی بین زمامداران حکومت اسلامی در ایران با شیخ نصرالله لبنان و بن لادن القاعده وجود ندارد. باید از جمهوری اسلامی ممنون بود که جنایت های پشت پرده و درون زندان ها را در خیابان ها در برابر چشم همگان به نمایش گذاشت.

تیتر مجله از این قرار است:

عصیان علیه افراطیون

عصیانی که قرار است بنیادگرایی اسلامی را به شکست بکشاند

عنوان گزارش درون مجله چنین است:

طغیانگران در حکومت الله

اشپیگل در گزارشی زیر عنوان «خشم آشکار» به مچ بند سبز چند تن از بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران نیز می پردازد. در یک تفسیر دیگر زیر عنوان «دوئل برگزیدگان» به شباهت ایدئولوژیک و مذهبی بین احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی و نتانیاهو نخست وزیر اسراییل پرداخته می شود.

سیر رویدادهای ایران اما سریعتر از این گزارش ها و مضمون آن ظاهرا با آنچه در بسیاری از این تفسیرها مطرح می شود، متفاوت است. در این تفسیرها به خوبی می توان رد پای سیاست رسمی این کشورها را دید.


بهترین عکس خبری دوران

از یک «قهرمان مکروه»

عکس های «وال استریت ژورنال» را در اینجا ببینید:

<<Flash Point>>

درست روز ده دسامبر روز جهانی حقوق بشر مجله اشپیگل در اینترنت به ماجرای عکسی اشاره کرد که برنده جایزه پولیتزر شد ولی کسی بیست و هفت سال عکاس آن را نمی شناخت (2006)

جهانگیر رزمی که بیست و هفت سال سکوت کرد و در این مدت عکاس خانوادگی محمود احمدی نژاد شد می گوید: من یک قهرمان مکروه هستم!


 

سینما رکس Cinema Rex   Cinema Rex  سینما رکس   سینما رکس آبادان Cinema Rex Abadan
  انتشار دوباره یک پرونده بسته نشده به استناد کیهان آن سالها 


 

| طرح ماه |   | راه سبز |   | محمد فاضل|  | طرحهای پیشین |

 


 

ایران، سویس امروز نیست ولی سویس پانصد سال پیش هست!

حتمااین کتاب رابخوانید:

  

 توصیه «ژورنالیست»

به همه ایرانیان تا تصویر خود و کشور خویش را در آن بازیابند!
«سیاست عملی» و «اصلاح طلبی» در هیچ دوران و هیچ کشور

 به معنای بی اخلاقی، تن دادن به خودکامگی و پای نهادن بر وجدان بیدار نبوده و نیست.
وجدان بیدار

(نام اصلی: کاستلیو علیه کالوین یا وجدانی علیه خشونت)
نوشته: اشتفان تسوایگ
ترجمه: سیروس آرین پور

نشر فرزان / تهران/ 1376


 

  تاریخ پرچم ایران

جمهوری اسلامی به ایران امروز و جهان مدرن تعلق ندارد
Islamic Republic جمهوری اسلامی ایران Iran
ایرانیان شایسته یک نظام دمکراتیک و مبتنی بر حقوق بشر هستند

 

ژورنالیست

the journalist

07 شهریور 89-  شماره 267

Nr.267 - 29 August 10


درباره ژورنالیست

همکاری با ژورنالیست

تماس  با  ژورنالیست

(ای میل های گروهی و تکراری بدون آنکه خوانده شوند، بلافاصله پاک خواهند شد)

مقاله

ترجمه

کتابگزاری

کتاب

ادبیات

گفتگو

بایگانی


 شما ای نسل های آینده!


اوباما و «جهان اسلام»


آی ریکا، آی ریکا...

تصویری از برادرم


Islamic Revolution انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در ایران
به روایت تصویر
Islamic Revolution In Iran
An Illustrated Version

islamic revolution انقلاب اسلامی


عکسهای دیگری از

انقلاب اسلامی PDF


یادداشتهای وزیر بیت رهبری

امین ا... رهبر

چون بد آید، هر چه آید بد شود

یک روز سر ناهار مقام معظم رهبری فرمودند به هیئت نمایندگی ما بفهمان که باید به این پنج بعلاوه یک بفهمانند که ما نمی توانیم راجع به ثروت کشورمان که مال خودمان است یعنی مال امت ماست کوتاه بیاییم. این دانش اتمی و تأسیسات اتمی و غیرو همه ثروت ماست. اگر هم اصرار بکنید همه چیز را به هم می زنیم. هم زور داریم و هم ثروت! شما هم هیچ گُهی نمی توانید بخورید. مقام معظم رهبری تأکید فرمودند همینطور به هیئت نمایندگی ما بگو و آنها هم درست همین طور به آن پنج بعلاوه یک بگویند. اطاعت کردم ولی جرأت نکردم بپرسم چرا همه اینها را به آقای دکتر علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی ایران اسلامی که آنور سفره نشسته است نمی گویید. مقام معظم رهبری درباره مسائل اتمی جلوی رییس سازمان انرژی اتمی صحبت نمی فرمایند!


به یادصادق هدایت Sadegh Hedayat صادق هدایت

In
Memory
Of
sadegh hedayat


زندگینامه کوتاه

چند نامه
آلبوم عکس
(فلاش)

البعثه الاسلامیه الی البلاد الافرنجیه

 


هادی خرسندی Hadi Khorsandi

هادی خرسندی

hadi khorsandi


شعر امروز

دیشب تمام چهره ی آیینه، اشک بود

رضا مقصدی Reza Maghsadi

رضا مقصدی

reza maghsadi


کتاب های هوشنگ معین زاده


ژاله پورهنگ

jaleh pourhang

ژاله پورهنگ Jaleh Pourhang

سایت رسمی ژاله پورهنگ


اکرم ابویی

akram abooee

akram abooee اکرم ابویی


خواندنیها صدای ایران دمکراتیک


 

نخستین گام به سوی آزادی و دمکراسی





دمکراسی دینی
پیتزای قرمه سبزی

گروه کیوسک

kiosk


گروه موسیقی آبجیز


گلزار خاوران

فیلم کوتاهی از دلناز آبادی

از «صدای ما»


وبلاگی از گیلان و مازندران


 

بازگشت به صفحه اول

| © 2001 - 2010 | alefbe - journalist | | berlin | | germany |

journalist@alefbe.com