|
|||
|
ترجمه |
|||
|
طمع مرگبار برگردان از گلناز غبرایی
گزارش اشپیگل (21 آوریل 2008) در باره گرسنگی جهانی و بحران مواد غذایی
در بازاربورس موادخام، پول های افسانه ای رد و بدل می شود که سبب افزایش بهای گندم وبرنج می گردد. این چنین است که کنسرنهای بزرگ وحتی سهامداران کوچک نیز در گرسنگی جهان سهیم اند. ازآن روزها که «دوایت آندرسن» مدیرعامل آن نوع شرکت های سرمایه گذاری که به «هدج فوند»* معروف هستند، با آغوش باز و اخبار امیدوارکننده و جذاب، پذیرای مطبوعات می شد مدت زیادی نگذشته است. او همواره از دنیای خود سخن می گفت: «دنیای ثروتهای کلان». آندرسن دراکتبرسال گذشته پس ازبازدید از زمینهای زیرکشت دانه های روغنی در مالزی و برزیل با شادی تمام اعلام کرد: «به راحتی می توان کمبود عرضه را درآینده نزدیک حدس زد». درتابستان سال 2006 آقای آندرسن از سودآوری غیرعادی غلات، از دانه سویا گرفته تا ذرت با خشنودی سخن گفت. به نظراو بدون شک معامله ای شگفت انگیز از درون گرسنگی فزاینده در حال شکل گرفتن بود. او چند دوجین ازکارمندانش را در پی یافتن امکانات جدید برای سرمایه گذاری در کشورهای زراعتی به سرتا سر جهان روانه کرد و خود با باقی همکارانش در طبقه بیست و هفتم ساختمان مرکزی شرکت اش واقع درخیابان پارک نشستند و بر سر قیمت محصولات کشاورزی از پرو گرفته تا ویتنام شرط بندی کردند. ولی آن بالا در قلۀ مانهاتان به راحتی می توان تعادل خود را ازدست داد و سقوط کرد. «جان پاولسن» مدیر عامل یک کنسرن سرمایه گذاری دیگر به تازگی شکستن همه رکوردهای قبلی را جشن گرفته بود. 3/7 میلیارد دلار در یک سال. درکنسرن او تنها نگرانی ازدست ندادن سهامدارانی است که از کم شدن سود به سرعت نا امید می شوند و به سوی جایی بهتر برای سرمایه گذاری می روند. آندرسن با علاقه می گوید همیشه درحال راه رفتن بر لبۀ تیغ است. او درمیان همکارانش به «سلطان مواد خام» شهرت دارد و صاحب بزرگترین کنسرن سرمایه گذاری در مواد خام است. هرچند حالا دیگر از مطبوعات پرهیز می کند. اجازه عکس گرفتن از سلطان هم دیگر داده نمی شود و سخنگویش هم اینک بیشتر برای سکوت مزد می گیرد. هرچند سوالات زیادی، به ویژه در زمینه اخلاقی وجود دارد مثلا در مورد مسئولیت سهامداران بین المللی در بحران کمبود مواد غذایی که محدود به سود بردن آنان از گرسنگی مردم درهندوراس، فیلیپین و بنگلادش نمی شود. در واقع پرسش بر سر سهم آنان در دامن زدن به این کمبود از طریق بورس بازی است. وضعیت مواد غذایی روز به روز دشوارتر می شود. اندونزی پس ازهند و ویتنام سومین کشوری است که صادرات برنج کشورش را غدغن اعلام کرده است. به گزارش خبرگزاری های آمریکا، در کره شمالی بحران انسانی پیش روست. پس از نا آرامی ها و اعتصابات از بنگلادش تا ازبکستان، پنجشنبه گذشته مردم در ژوهانسبورگ پایتخت آفریقای جنوبی به خیابانها ریختند تا اعتراض خود را به افزایش قیمت مواد غذایی به نمایش بگذارند. نخست وزیرهائیتی پس از چندین اعتصاب و شورش خیابانی از کار برکنار شد. سازمان ملل اعلام کرده است حداکثر تا اول ماه مه باید 500 میلیون دلار برای کمکهای فوری آماده می شد وگرنه باید در انتظار یکی از سخت ترین بحرانهای گرسنگی در جهان بود. متخصصان اقتصاد کشاورزی دریونسکو گزارش خود را پیرامون وضعیت اسفبار ذخیره های مواد عذایی در جهان اعلام داشته اند. بررسی هایی از این دست به بهترین وجه با تصویری که این روزها دلالان و بورس بازان و تحلیلگران اقتصاد بازار از اوضاع دارند، تطبیق می کند. انبارهای ذخیرۀ غلات تقریباً خالی است در حالی که جمعیت جهان درحال افزایش است و به این ترتیب تقاضا بطور روزانه بیشتر خواهد شد. ذرت خوراکی به این دلیل که کشورهای پیشرفته از آن به عنوان سوخت گیاهی در خدمت صنعت استفاده می کنند، کم شده است. خشکسالی طولانی در استرالیا بر محصول گندم اثراتی جبران ناپذیر برجای گذاشته است. در حال حاضر ذخیره جهانی فقط برای 60 روز کافی است. با درنظرگرفتن این واقعیات، می توان محاسبات بازار بورس را در اوایل سال 2006 توضیح داد. قیمت برنج 217 درصد، گندم 136 درصد و ذرت 125 درصد افزایش نشان می دهد. اما باید گفت تئوری سنتی عرضه و تقاضا فقط بخشی از واقعیات را منعکس می کند. کنسرنهای بزرگ سرمایه گذاری، صندوقهای بازنشستگی و بانکهایی که در خرید و فروش اوراق بهادارفعالند همگی در این افزایش قیمت فاجعه بار مقصرند. امروز دیگر مانند گذشته فقط بر سر قیمت نفت و طلا شرط بندی نمی شود بلکه هرچیز خوراکی از گندم گرفته تا پرتقال وحتی دل و رودۀ خوک پیش فروش می شود. به این ترتیب کشاورزان می توانند محصول گندم خود را که هنوز درو نشده اند پیشاپیش بفروشند. مقدار، قیمت وتاریخ حمل، همه از پیش تعیین شده اند. با در نظرگرفتن این موضوع که معمولا ًکشاورزان و شرکتهای سهامی زراعی در برابر حوادث غیر مترقبه بیمه هستند، بورس بازان می توانند با خیال راحت قرارداد فروش ببندند و قیمتی مناسب بپردازند و با خیال راحت منتظر بالا رفتن قیمتها بنشینند. هرچه بها در زمان برداشت محصول بالا تر برود، سودش به جیب آنها می رود. منابع آگاه در این زمینه اعلام می دارند که بازار بورس تقریباً تمام محصول را در اختیار دارد. آنها دیوانه وار به خرید مواد غذایی مشغولند و در مدتی کوتاه بازهم قیمتها را بالاترمی برند. قیمت برنج را همین ها در سال گذشته تقریباً به دو برابر رساندند و حتی فیلیپین که در اوایل ماه مه ناچار به خرید 500000 تن برنج بود، چاره ای جز پرداخت همین قیمت را نخواهد داشت. «گرگ واگنر» از دودهه پیش در کار خرید و فروش غلات است. دفتر او فقط یک بلوک ازمقر بازار بورس شیکاگو فاصله دارد. آنچه امروز در رابطه با بهای گندم در آنجا می گذرد برای شرکتی مانند شرکت وی بی سابقه است. واگنر می گوید: معمولاً ما تعدادی خریدار و فروشنده داریم که همیشه قابل پیش بینی اند. آنها کشاورزان پُرسابقه و صاحبان سیلو هستند. ولی با ازدیاد کنسرنهایی که در زمینه معامله اوراق خرید محصولات کشاورزی فعالیت می کنند، همه محاسبات به هم ریخته است. مدیران این موسسات برای خرید هرچه بیشترسر و دست می شکنند و به این ترتیب قیمتها را روز به روز بالاتر می برند. در حال حاضر آماراینطورنشان می دهد که تمام محصول گندمی که در بازار شیکاگو به معامله گذاشته می شد به مدت دو سال توسط آنان خریداری شده است. واگنر در تجزیه و تحلیل اوضاع ناتوان است. سرمایه داری به معنای واقعی کلمه سرگرم خوردن خویش است. حتی کمیته نظارت بر مواد غذایی در امریکا هم حساس بودن قضیه را درک کرده و در جلسه قبلی خود از همه این موسسات برای پاسخگویی دعوت نمود. در رأس گفتگوهای مزبور، تا ثیر بورس بازی برافزایش بهای مواد غذایی قرار داشت. قانون بازار در شکل ساده آن دیگر پاسخگوی نیازهای اکنون نیست. سرمایه داری بزرگ کار را به آنجا رسانده که تئوری عرضه و تقاضا کارآیی خود را ازدست داده و سهامداران به نحو وحشیانه ای بر سر اصلی ترین منابع غذایی جهان سرگرم شرط بندی اند. برای آنها اینکه نتیجه کارشان گرسنگی و قحطی درآن سوی جهان باشد اهمیت چندانی ندارد. یکی از دست اندرکاران خرید و فروش مواد خام به نام «کریستف ایبل» با آگاهی کامل خاطر نشان می کند که مدیران اقتصادی می خواهند از کمبود مواد غذایی سود بیشتری به جیب بزنند. شرکت سهامی او به نام «تیبریوس» سرمایه ای یک میلیارد دلاری دراختیاردارد و حجم معاملات این شرکت که غالباً در زمینه خرید و فروش موادغذایی و محصولات کشاورزی فعال است به 100 میلیارد طی 5 سال گذشته رسید. اینک خود «ایبل» به این نقطه رسیده که می گوید: دیگرقضیه بُعد اخلاقی به خود گرفته است. خرید برگه پیش فروش مواد غذایی باعث گران شدن محصولات حتی در کشورهای تولید کننده چون هائیتی می شود. اظهار نظرهایی ازاین نوع به ندرت شنیده می شود. تا به حال بازاری چنین پررونق با سودی چنین سرشار وجود نداشته است. سخن از یک «چرخه موفق» در میان است. سخن از رشد فزاینده تقاضا در چین است و اینکه کشاورزان نخواهند توانست در درازمدت ازعهدۀ پاسخگویی به این تقاضا برآیند زیرا زمینهای زیرکشت جهان بی انتها نیست. نتیجه اینکه حتی کوچکترین سهامداران هم با بیم و امید اتفاقات را دنبال می کنند. تقریباً همه چون «دوایت آندرسن» مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری ازکم شدن عرضه شادند. حتی خراب شدن محصولات کشاورزی هم به نفع بالارفتن قیمت اوراق بهادار است. اینکه آنان در کازینوی دهکدۀ جهانی نان فقیرترین انسانهای جهان را آجر خواهندکرد برای این قماربازان یا روشن نیست ویا اهمیت چندانی ندارد. ستاره سهامداران کوچک در آلمان «آندریاس گرونوالد» نام دارد که کلوپش را به نام«ام ای سی» با سرمایۀ 15000 یورو در مونیخ بنیان گذاشت. سهامدارانش هشت نفر از همکلاسی های خودش و پدر بزرگش بودند. در حال حاضرکلوپ این اقتصاددان 25000 نفرعضو و سرمایه ای به ارزش 50 میلیون یورو در اختیاردارد. «گرونوالد» عقیده دارد: " حالا دور، دور مواد خام است. باید سرمایه گذاری روی محصولات کشاورزی و آب را گسترش داد و به آن معامله روی پرتقال، شکر و ذرت را نیز اضافه کرد". فقط ازشرط بندی روی بهای گندم تا حال سود 93 درصدی نصیب این شرکت سهامی شده است. گرونوالد قدم بعدی را هم ازپیش برنامه ریزی کرده است: " برنج یکی ازجالب ترین اقلامی است که باید به لیست خوداضافه کنیم". درکنسرن او جایی برای شنیدن ندای وجدان به جا نمانده است. او به روشنی اذعان دارد که سهامدارانش افرادی بی عقیده و نظر و فقط درپی سودند. درجلسات این شرکت سهامی در تمام استان های آلمان تنها چندنفر سوالاتی راجع به تاثیرات اجتماعی این نوع معاملات مطرح کردند. اعتراضات جهانی در رابطه با افزایش قیمت برنج و اعلام خطر سازمانهای نیکوکاری ربطی به سهامداران کوچک ندارد. دستگاه اقتصادجهانی برای هر مساله جدید محصولی را روانه بازارمی کند. چرا آنها باید به خود اینقدر فشار بیاورند! در این میدان از همه جلوتر موسسه بزرگ «آی بی ان آمور» است که به عنوان اولین بانک، اوراق بهادارمحصولات کشاورزی را در اختیارخریداران منفرد قرارداد. به این ترتیب هر کس می تواند با سرمایه ای اندک در بازار بورس شیکاگو و خرید محصول برنج سال آینده شرکت کند. دایرۀ بازاریابی این موسسه بی تفاوت و خونسرد به سرتیترمطبوعات راجع به گرسنگی می نگرد. در اواخر هفته گذشته آگاهان ازقحطی و ناآرامی های سیاسی ناشی ازآن گزارش دادند. همزمان ای بی ان آمور» درصفحه اینترنتی خود نوشت: "ممنوعیت صادرات برنج هندوستان که از هم اکنون اجرا می شود باعث شده که ذخیره برنج جهان به حداقل میزان خود برسد. شرکت ما برای اولین بار امکان معامله برسر مهمترین ماده غذایی آسیا را در اختیار شما قرار می دهد!" آیا به راستی بانکداران همان حسابداران بی وجدانی هستند که بنا بر تجربه و آنچه می دانیم فقط در پی ثروت اندوزیند؟ رئیس شعبه آلمانی شرکت آمور از پاسخ شانه خالی می کند و می گوید: «ما به دقت بحث راجع به محصولات کشاورزی را دنبال می کنیم و اوضاع را زیرنظرداریم». اوحاضر به پاسخگویی در رابطه با مسائل اخلاقی و انسانی نشد و گفت: «ما فقط سازندۀ مته ایم سوراخ کردن کار دیگران است» و به راستی برسر معامله برنج چه گنج گرانبهایی از آن سوراخ حفرشده بیرون آمد. فقط در عرض دو هفته سهامداران سود بیست در صدی به جیب زدند. «جیم روگرس» همکار پیشین«جرج سورس» [رییس بنیاد سوروس در آمریکا] شاید یکی از معروف ترین دلالان باشد. او از دهه 90 به معاملات محصولات کشاورزی پرداخته است. گشت و گذار جهانی وی در آن زمان روگرس را به این نتیجه رساند در اقتصادی که روزبه روز جهانی تر می شود کمبود همه چیز وجود دارد. از کاکائو گرفته تا نیکل، و از همان زمان با اطمینان کامل روی گران شدن کالاها سرمایه گذاری کرد. کاراو برنحوه عمل همه موسسات دیگر که در این رشته فعالند تاثیر گذاشت. کمپانی او سنگ محک دیگر کنسرنها در این زمینه شده و میلیارد ها دلاری که صرف پیش خرید اوراق بهادار گشته خود باعث هرچه گرانتر شدن محصولات شده و خواهد شد. حالا خود او هشدار می دهد: «باید به زودی اتفاقی بیافتد وگرنه ما شاهد زمانی خواهیم بود که حتی با پرداخت بالاترین بها نیز چیزی برای خوردن پیدا نشود. این را تا به حال فقط در قصه ها و تاریخ می خواندیم و من نگران روزی هستم که دوباره شاهد آن باشیم». از نظر او اما مقصر اصلی حکومتگران کشور های تولید کننده اند و نه بورس بازان. آنها هستند که صادرات را غدغن اعلام می کنند وبه این ترتیب بها را پایین نگاه می دارند. او عقیده دارد که با بالا رفتن قیمت نفت و کودشیمیایی که مشکل روزانه دهقانان است و قیمت پایین محصول، کشت برنج هرگونه جذابیتی را از دست داده است. وی می افزاید: «این اعمال از نظر انسانی زیر سوال است». حکومتها ترجیح می دهند مردم گرسنه بمانند ولی به بالابردن قیمتها در سطحی عادلانه برای دهقانان تن نمی دهند. در حالی که فقط به این ترتیب می توان دوباره کشت برنج را رونق بخشید. روگرس می گوید: «دهقانان هیچ گاه حاضر به پخش مجانی برنج در میان فقرا نخواهند شد» اما او این پرسش را که چگونه فقرا قادر به پرداخت بهای باز هم بیشتر خواهند بود را بی جواب می گذارد. شاید در این مورد هم مسئولیت را به گردن حکومتگران می اندازد. ------------------------------- هدج فوندز Hedge-Fonds نوعی شرکت های سرمایه گذاری هستند که با استراتژی های محتکرانه و بر اساس سود بردن از اختلاف قیمت خرید و فروش که گاه ناشی از ازدیاد تقاضا و کمبود عرضه است، دست به سرمایه گذاری و فروش سهام می زنند. به نظر کارشناسان یکی از دلایل کمبود مواد غذایی در کشورهایی که به بحران گرسنگی دچار شده اند، نقش این نوع سرمایه گذاران است.
|
|||
|
| © 2001-08 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany | |