the journalist

ژورنالیست

ترجمه

 

آیا ایران به خود می‌آید؟

یوشکا فیشر

 

آیا دو طرف منظور یکدیگر را دقیقا می‌فهمند؟ آیا رهبران جمهوری اسلامی می‌فهمند که بر اساس بسته پیشنهادی باید غنی‌سازی را متوقف کرده، از نصب سانتریفوژهای جدید چشم بپوشند تا در مقابل  کشورهای پنج بعلاوه یک هم خواستار «تحریم‌های جدید» از شورای امنیت نشوند؟ و آیا کشورهای یک بعلاوه پنج می‌فهمند که جمهوری اسلامی فکر می‌کند با شروع مذاکرات تمامی تحریم‌ها از میان برداشته خواهند شد؟ دست کم مقاله یوشکا فیشر که در ستون دوشنبه او در روزنامه معتبر «دیتسایت» منتشر شد (7 ژوییه) نشانگر آن است که طرفین مذاکرات همچنان از گمان خود حرکت می‌کنند. یک چیز اما مسلم است: درگیری‌های داخلی جمهوری اسلامی بر سر «معامله بزرگ» با توجه به نقش اسراییل که در این مقاله نیز بر آن تأکید شده است، به نقطه اوج خود نزدیک می‌شود. این جام زهر، از نوع دیگریست.

 

ایران خود را در مسئله اتمی آماده مذاکره نشان می‌دهد. نشانه‌هایی وجود دارد که این بار چیزی بیش از تاکتیک وقت‌گذرانی در پس آن نهفته است.

به نظر می‌رسد سرانجام این پیام که اگر ایران به برنامه‌های اتمی خود ادامه دهد، به احتمال زیاد باید با پیامدهای نظامی حساب کند، به تهران رسیده باشد. دست کم نشانه‌های قابل توجهی از ایران وجود دارد که بیانگر آمادگی بیشتر برای مذاکره است.

در این میان باید توجه داد رهبری ایران به شدت در اشتباه است اگر گمان کند تهدیدات نظامی اسراییل تنها برای انحراف افکار عمومی از مشکلات داخلی اولمرت است، چرا که چنین نیست. البته دولت اسراییل مشکلات بزرگی دارد. ولی این مشکلات دلیل بحرانی شدن موقعیت بین اسراییل و ایران نیست. حتی در میانه یک بحران داخلی نیز اسراییل به طور فراحزبی و یکپارچه در برابر ایران و برنامه‌های هسته‌ای آن ایستاده است.  این یکپارچگی نشان می‌دهد که اگر یک راه حل سیاسی برای مشکل اتمی ایران یافت نشود، به هر وسیله‌ای که بتوان، از احتمال تجهیز ایران به تسلیحات اتمی جلوگیری خواهد شد. در عربستان سعودی و هم چنین دیگر کشورهای عربی نیز از این دیدگاه، اگرچه فقط پشت درهای بسته، پشتیبانی می‌شود.

ولی اینکه در تهران واقع‌گرایی بیشتری دیده می‌شود، تنها بر نشانه‌ها متکی است. تازه‌ترین بسته پیشنهادی گروه پنج بعلاوه یک یعنی پنج کشور عضو شورای امنیت به اضافه آلمان، در تهران با استقبال روبرو گشت. این پیشنهاد در کنار یک همکاری گسترده در عرصه مسائل سیاسی و اقتصادی، به همکاری با ایران در زمینه مسائل هسته‌ای نیز توجه دارد. برای مثال شامل ساختمان و صدور راکتورهای آب سبک و هم چنین دسترسی ایران به امکان تحقیقات هسته‌ای و تکوین آن است. اما شرط این همکاری‌ها همانا یک توافق الزام‌آور است.

چیزی که جدید است این است که رهبری ایران نیز به جریان مذاکرات پیشنهادی توسط گروه پنج بعلاوه یک نظر مساعد نشان داده است. این امر در مرحله مذاکرات به معنای چشم‌پوشی از نصب سانتریفوژهای جدید است و در مقابل گروه پنج بعلاوه یک از تقاضای تحریم‌های جدید از شورای امنیت سازمان ملل صرف نظر خواهد کرد.

با آغاز مذاکرات، ایران باید شش ماه غنی سازی اورانیوم را متوقف کرده و تمامی فعالیت‌های مربوط به آن را راکد بگذارد. توقف غنی‌سازی اورانیوم باید توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کنترل شود. همزمان شورای امنیت سازمان ملل متحد در طول این مذاکرات به برنامه اتمی ایران نخواهد پرداخت.

واکنش مثبت ایران به این روند پیشنهادی با توجه به اینکه دولت این کشور در طول چهار سال گذشته به هیچ وجه حاضر نبوده است غنی‌سازی اورانیوم را متوقف سازد، بسیار قابل توجه است.

هدف این مذاکرات باید یک توافق فراگیر بین ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک باشد که هم دعوای هسته‌ای و هم مشکلات امنیتی منطقه را حل کند.

بر این اساس، از ایران نداهایی مبنی بر این می‌رسد که پس از آنکه از نظر فنی بر غنی‌سازی اورانیوم تسلط یافتند، بتوانند در آینده غنی‌سازی را در یک کشور سوم، البته در همکاری با غرب، در یک کنسرن مشترک ادامه بدهند. رژیم ایران پیشنهاد مشابهی از سوی روسیه را چندی پیش رد کرده بود.

به نظر می‌رسد در تهران دریافته باشند که یک راه حل فراگیر در منطقه بدون اسراییل نمی‌تواند وجود داشته باشد. البته ایران مطلقا نمی‌خواهد برتری قدرت اسراییل را بپذیرد، ولی لحن تهران در مورد اسراییل آغاز به تغییر کرده است. اخیرا یهودی‌ستیزی رییس جمهوری به نام احمدی‌نژاد صریحا از سوی یکی از معتمدان تنگاتنگ بالاترین رهبر مذهبی، یعنی ولایتی وزیر امور خارجه پیشین، مورد انتقاد قرار گرفته است و نمایندگان ایرانی ندا می‌دهند که آنها از اهمیت اسراییل برای یک راه حل فراگیر با خبرند و می‌توانند تصور کنند با اسراییل نیز وارد معامله شوند.

این همه صداهای جدیدی از تهران هستند و یا دست کم می‌شود گفت در سالهایی که احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیده است، چنین صداهایی دیگر شنیده نشده بود. ولی آیا ایران واقعا در این زمینه جدی است؟ یا اینکه بازهم همان تاکتیک وقت گذرانی قبلی را در پیش گرفته است؟ آیا تهران باز هم می‌خواهد وقت بخرد تا در آخرین ماه‌های مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا توجه  منفی جهان را چندان به خود جلب نکند؟ به این پرسش تنها در جریان عمل و آزمون مذاکرات، و این بار با شرکت مستقیم آمریکا، می‌توان پاسخ داد.

اگر ایران در گفتار خود جدی باشد، آنگاه هیچ نتیجه‌ای کمتر از یک تقسیم منافع بزرگ منطقه‌ای بین ایران و آمریکا، و هم چنین اروپا و متحدان منطقه‌ای آمریکا، یعنی همان «معامله بزرگ» نخواهد بود.

اما اگر تهران بخواهد روی زمان بازی کند، آنگاه این بسیار کوته‌نظرانه و ابلهانه خواهد بود. چرا که خطر یک مقابله نظامی حتی با دولت جدید آمریکا نیز از میان نخواهد رفت. در صورتی که این مذاکرات به شکست بیانجامد، خطر یک مقابله نظامی حتی بیشتر خواهد شد.

نه جان مک کین و نه باراک اوباما در مسئله برتری قدرت منطقه‌ای ایران و برنامه‌های هسته‌ای آن موضع نرمتری از آنچه دولت کنونی آمریکا دارد، نخواهند داشت. اگر دستیابی به راه حل سیاسی با شکست روبرو شود، اتفاقا آنها شدیدتر واکنش نشان خواهند داد. از همین رو اکنون این فرصتی که برای راه حل سیاسی پیش آمده است، باید حتما مورد آزمایش قرار گیرد.

اگر بالاترین رده‌های رهبری در تهران به این نتیجه رسیده باشند که خردمندانه‌تر و بیشتر به سود کشور است که موفقیت‌های سیاست خارجی سالهای اخیر و موجودیت رژیم را تثبیت کنند، تا اینکه همه چیز را در معرض خطر یک درگیری نظامی با پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر قرار دهند، آنگاه یک فرصت راستین برای حل سیاسی مسئله وجود خواهد داشت. یک مثل هشیارانه آلمانی می‌گوید: گنجشکی در دست بهتر از کبوتری بر بام.

 

| © 2001-08 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |