the journalist

ژورنالیست

ترجمه

 

اربابان مواد مخدر در دره بقاع

 

اینکه دره بقاع از دیرباز محل تولید و کشت مواد مخدر بوده است، امر پوشیده ای نیست. حزب الله لبنان با مواد مخدر از یک سو تجارت می کند و از سوی دیگر با قاچاق آن به اسراییل یک «جنگ نامستقیم» را با دشمن پیش می برد. گزارش روزنامه برلینر تسایتونگ (19 اوت) را می خوانید:

 

محمد وقتی از گشت بر می گردد، کلاشنیکف خود را کنار پسر دو ساله اش روی نیمکت می گذارد و می گوید: «همه چیز مثل همیشه آرام است». پسرک بلافاصله شروع به بازی با اسلحه می کند. زن خانه در حالی که با رضایت لبخند می زند، چای تعارف می کند. اسلحه در این منطقه از لبنان درست مانند یخچال و تلویزیون جزو لوازم خانه است. به هنگام مهمانی و یا جمع های خانوادگی، آن را مانند چتر در کنار در ورودی به دیوار تکیه می دهند.

محمد یکی از بیست ارباب مواد مخدر در منطقه دره بقاع است که به وسعت صد و پنجاه کیلومتر تا مرزهای سوریه ادامه دارد. محمد همراه با خانواده اش در یک دهکده دورافتاده در یک خانه پنج طبقه زندگی می کند که تنها آخرین طبقه آن به طور کامل ساخته شده است. بقیه نیمه کاره افتاده است. در بالکن زیر شیروانی یک اسلحه خودکار نصب شده و در هر گوشه یک نورافکن بزرگ برای شب تعبیه شده است. نگهبانان بطور 24 ساعت به خدمت مشغولند. آنها اسلحه های نارنجک انداز حمل می کنند و از طریق بی سیم مرتب با یکدیگر در تماس هستند.

 

مزارع تریاک درست مانند دوران قدیم

محمد در حالی که چای خود را از یک لیوان هورت می کشد، می گوید سر و کله نیروهای پلیس یا ارتش خیلی کم در این منطقه پیدا می شود. ولی آدم هیچ وقت نمی داند کی». او ادامه می دهد: «آنها قبلا فقط می آمدند تا در برابر رادیو و تلویزیون چند مزرعه ماری جوانا یا تریاک را زیر و رو کنند و به این وسیله نشان بدهند که دولت لبنان کاری علیه مشکل مواد مخدر می کند» و با خنده می افزاید:  «اما از جنگ لبنان در دو سال پیش، تا حالا جز چند ماشین گشت، هیچ کس از آنها اینجا نبود. کشاورزان هم بلافاصله همه جا و بدون نگرانی، مانند دوران قدیم، مزرعه ها را زیر کشت تریاک بردند».

پس از پایان جنگ در اوت 2006 بحران داخلی لبنان آغاز شد که در ماه مه امسال تقریبا به یک جنگ برادرکشی کشیده شد. تازه در ماه ژوییه بود که دولت و مخالفانش بر اختلافات خود فائق آمدند تا دولتی بر اساس یک اتحاد ملی تشکیل دهند. محمد می گوید: «بحران های سیاسی خیلی به نفع ماست. آنقدر سرشان به خودشان مشغول می شود که کسی به ما فکر نمی کند».

دره بقاع هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد. این منطقه مسطح در عمل خارج از قلمرو لبنان قرار دارد.  مقامات دولتی تقریبا در آنجا نقشی ندارند. دور از خیابان اصلی هنوز چند باند هواپیما بدون علائم راهنمایی به چشم می خورند. سربازان بی خیال در محل خدمت خود می نشینند بدون آنکه حتی سرشان را به سوی چند اتومبیلی که گاه و بیگاه رد می شوند، برگردانند. کسی که منطقه را نشناسد، ممکن است ساعتها راه بسپارد بدون آنکه خانه ای یا انسانی را ببیند. یک منطقه رهاشده که در آن فقط واحه های کوچک با دو سه خانه قرار دارند. در اینجاست که از مراجعه کننده پرسیده می شود می خواهد صندوق عقب ماشین اش با چقدر هرویین، کوکایین و یا کراک پر شود.

تولید صنعتی و خرید و فروش مواد مخدر، زندگی روزانه در دره بقاع را تشکیل می دهد. مصرف این مواد مطلقا تنها به جوانان محدود نمی شود. زنان خانه دار، مادران و یا پدربزرگ ها نیز کوکایین می کشند و هرویین و کراک دود می کنند.

در روز 25 مارس در مرزهای شمالی بین لبنان و اسراییل، سی و سه کیلوگرم هرویین به ارزش شش میلیون دلار ضبط شد. این هرویین که بیشترین مقداری بود که تا آن موقع در آنجا کشف شده بود، از دره بقاع می آمد. در ماه فوریه مسئولان اسراییلی توانسته بودند یک شبکه قاچاق را کشف کنند که در آن یک سرباز اسراییلی نیز بود. گفته می شود این سرباز اسراییلی از طریق تلفن اطلاعات مربوط به استقرار واحدهای اسراییلی را در مسیر مرز به حزب الله لبنان اطلاع داده بود. این مورد، استنثاء نبود. از سال 2000 بیست و چهار فرد نظامی، پلیس و غیرنظامی که در قاچاق مواد مخدر از لبنان به اسراییل شرکت داشتند، دستگیر شده اند.

محمد، ارباب مواد مخدر، زیاد دوست ندارد درباره این موضوع حرف بزند. خیلی کوتاه می گوید: «مواد مخدر از اینجا به همه جا می روند، به اسراییل هم» و خیلی سریع می افزاید: «اما کار ما نیست».

لبنان در طول جنگ داخلی از 1975 تا 1990 یکی از بزرگترین تولیدکنندگان هرویین و حشیش در جهان بود. پس از پایان درگیری های مسلحانه، دولت جدید تولید آن را به شدت محدود کرد. لیکن مافیای مواد مخدر لبنان به جای آن شروع کرد مواد خام را از دیگر کشورها  وارد کند. عناصر مرفین را از افغانستان یا مثلث طلایی [منطقه بین مرزهای لائوس و تایلند و برمه] و عناصر کوکایین را از آمریکای جنوبی می آوردند. آن وقت در آزمایشگاه های دره بقاع از آنها هرویین و کوکایین و کراک تولید می کردند.

سودآوری خرید و فروش مواد مخدر را سربازان اسراییلی که از دوران اشغال 1980 به لبنان آمده بودند و هجده سال در آنجا مانده بودند، خیلی زود شناختند. از طریق تماس ارتش لبنان در جنوب و گروه های شبه نظامی که با آنها در ارتباط تنگاتنگ قرار داشتند، می شد همه چیز را ساده و سریع و ارزان تهیه کرد.

امروز، ارتباطات تجاری که آن دوران شکل گرفتند، همچنان برقرار هستند. آن خانواده های لبنانی که اعضای آنها زمانی برای مسئولان اسراییلی کار می کردند، تا به امروز هم تجارت مواد مخدر با اسراییل را در اختیار دارند. خانواده بیرو و نحارا دو خانواده مشهور از آنها هستند. رامضی نحارا در سالهای دهه هشتاد در اداره پلیس خدمت می کرد و بعدا به حزب الله پیوست و در سال 2002 در اثر انفجار بمب در اتومبیل اش کشته شد. محمد بیرو در دهه هشتاد حتی در خانه خود پذیرای وزیر دفاع وقت اسراییل، موشه آرنس، شده بود. بیرو پس از آنکه در اوگاندا شناسایی شد، در سال 2003 در زندان اسرائیل درگذشت. چنین خطراتی جزو این نوع کسب و کار است.

الحنان، یک تاجر اسراییلی، که قصد آزمودن بخت خود را در خرید و فروش مواد مخدر داشت، توسط حزب الله ربوده شد و در سال 2004 در پی مبادله زندانیان بین اسراییل و لبنان آزاد شد. او توسط یک عرب با گذرنامه اسراییلی به ابوظبی کشانده شد و در آنجا توسط حزب الله دزدیده و به لبنان برده شد. گفته می شود عبید که در سال 2000 بدون هرگونه ردپایی از اسراییل ناپدید شد، امروز در لبنان یک شبکه بزرگ را هدایت می کند که در قاچاق مواد مخدر به اسراییل تخصص دارد. او بطور تنگاتنگ با حزب الله کار می کند و بخش بزرگی از دره بقاع را در کنترل دارد.

حزب الله بطور رسمی هرگونه شرکت در قاچاق مواد مخدر را رد می کنند. البته حزب الله مایل نیست با خانواده های قدرتمندی در بیفتد که تنها بطور مسلحانه می شود از پس آنها بر آمد. در عین حال مواد مخدر در خدمت یک هدف قرار دارند: کشف اسرار نظامی. به نظر حزب الله تجارت مواد مخدر یک «جنگ نامستقیم» علیه اسراییل است که در جنگ سی و چهار روزه سال 2006 هم نشان داد که می تواند خیلی مفید باشد. سربازان اسراییلی در سنگر حزب الله عکس های شناسایی از ضدهوایی های اسراییلی پیدا کردند که روی آنها به زبان عبری نشانه گذاری شده بود. به این ترتیب حزب الله پیشاپیش می دانست چه بمباران می شود و سربازان پیاده اسراییل کجا مستقر خواهند شد.

محمد می گوید: «ما کاری به کار جنگ و سیاست نداریم. این کار دیگران است. ما فقط می خواهیم در آرامش کار کنیم و خرج خانواده مان را در بیاوریم». بعد آخرین جرعه چایش را می نوشد و کلاشنیکف اش را به دست می گیرد. وقت گشت رسیده است. آدم هیچ وقت نمی تواند بداند کی برای کنترل می آیند.

 

| © 2001-08 | | alefbe - journalist | | berlin | | germany |